کاهش وزن تضمینی...

چقدر غصه ادمو داغون میکنهباور کنین رژیم های سخت ..باشگاه..روزه های ماه رمضون..هیچ کدومشون نتونستن یک گرم از وزنمو کم کنن اما.............

غصه تونست در عرض دو هفته ۶ کیلو از وزنمو کم کنه

حالا وقتی لباس میپوشم پسملی میاد میگه مامان چقدر خوشگل شدیاما از درونم مثل بیرون خوشگلم

داغونم به خدا

رها یم!!!!!

درراستای اون دعوا دیلاق خانم حرف هیچ بنی بشری رو گوش نداد و باز به تقلیدش ادامه داد

بعدش به دنبال اون جر و بحث دعوای سختی بین من و همخونه پیش اومد !چون هر چی میکشم از بی حمایتی و بی خیالی اونه !به دنبالش قهرمون تا امروز ادامه داشته

ما که مدتهاست دنبال یه خونه یا یه زمین بزرگ میگشتیم حالا تو این هیر و ویر گیر اومده من که اصلا باهاش حرف نمیزنم اونم چند بار اس ام اس زده که وقت میگذره و زمین به فروش میرسه اما دریغ از جوابی

بعدشم تمام کتابایی رو که اورده بودم تا امسال برای ارشد بخونم رو چپوندم تو یه کارتون و گذاشتم گوشه انباری اصلا قید درس و دانشگاه رو برای ابد زدم!دیگه میخوام رها باشم میدونی منظورم چیه؟یعنی هر چی پیش بیاد! دیگه هیچ برنامه ای برای اینده خودم ندارم باورم نمیشه این منم که به این حال و روز افتادم ؟منی که اول هر سال برای تک تک روزاش برنامه ریزی میکردم منی که برای ده سال بعدم هم برنامه ریزی داشتم حالا ببین به چه روزی افتادم !

چقدر تقلید!!!!!!!!!!!!!!!!!!

باورتون نمیشه!!!!!!!!!!!

خواهر شوهر دیلاقم زایید!!!حالا بپرسین چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پسر!!!!!!!!!!!!!

این شوهر خیکیش عاشششششششششششششششششششق پسربود اما....

خواهر شوهره ده سال پیش یه دختر با هزاران دارو و دوا ودعا اورد .

حالا به نظر شما این پسره کجای باباهه نشسته باشه خوبه؟؟؟

بازم باورتون نمیشه بگم اسم پسره رو اومده مثثثثثثثثثثثثثل پسر کوچیکه من گرفته

چند ماه پیش عروسی پسر دایی همخونه بود چپ میرفتم راست میرفتم میگفتم اهایییییییییییی فلانی اسم پسر منو نگیری !!به خدا باهات قهر میکنم

جاریها میخندیدن که حالا از کجا معلوم پسره!!مگه دیوونه هست تو این فراوانی اسم بیاد این کارو بکنه !حالا همه دیدن که بودحالا در همین راستا به جز روز اول که بیمارستان رفتم دیگه نه ازش خبر گرفتم نه عیادتش رفتم تازه بهش اس ام اس هم دادم که اگه کدورت و دعوایی هم پیش بیاد مسببش خودتی

خسته ام!

دروغ دروغ دروغ!!!!

نمیدونم تو کدوم پیچ مسیر زندگیم راه رو بیراهه رفتم که چنین تاوانی رو باید بابتش بپردازم؟باور کنین زندگی برام خیلی زجر اور شده تمام برگ برگ دفتر خاطراتم بوی غم و تنهایی گرفته ادمی نیستم که دردمو فریاد کنم بغضمو مشت کنم و بکوبم به سینه همونی که در عرض چند سال ازم یه مجنون ساخت !!!

نمی بخشمت..

کلمه ای که مدام روزی صد بار با خودم نجوا میکنم کلمه ای که مهر انتهای هر برگ نوشته هامه

کاش یه روزی بتونم بی رودر واسی و بی پرده از دردام براتون بگم

تو رو خدا دعام کنین برای ارامش روح و روانم دعام کنین به خاطر بچه های معصومم دعام کنین

دوستتون دارم بی نهایت

عید بندگی

عید همگی مبارک

امسال معلوم نبود چه جوری ماه رمضون رفت

خدایا این نماز و روزه های دست و پا شکسته رو ازمون قبول کن